


حقیقت در بهاییت باعث تحیّر عقول است البته این مطلب تازه ای نیست زیرا حسینعلی این رابه ما گوشزد میکند .ولی مطلب این است که ما از حیرت میگوییم واو نیز، اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است
چون حیرت وتعجب ما به علت گفتار ضد ونقیض یک به اصطلاح پیامبروخداست که البته در نظرش این مقام عظیم الهی وباعث تثبیت دینش درقلوب باید باشد 

این رو از خود نمی گویم:« لعمری قد نزّل علی شأن يتحيّر منه العقول والافکار انّه لحجّة العظمی للوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضين و السّموات» (حسینعلی مقدمه اقدس ص 29)
حالا تعجب ازچیست .دیدیدکه اذعان این غلام شیطان به الاهیت خودو تبلیغ شخص وی برای اهل عالم قابل انکار نیست ،هر چند مبلغین بهاءاینجا که گیرمیکنندرو به توجیه وتأویل می آورند وازهربه صوفیه استفاده کرده ،که این ازشطحیات است وخواستند رنگ عرفانی به آن بدهند.
بماند ؛به دنبال مقام الوهی برای خویش در جاهای متفاوت ادعای پیامبری درراستای پیامبری تمام پیامبران وخصوصاًحضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله) وادامه وتکمیل کننده پیامبری دروغین باب را کرده است ومدعی نسخ تمام ادیان توسط او شده است .
«هرچند اوامر منصوصه کتاب مبارک بيان منسوخ و احکام کتاب مستطاب اقدس به جای آن وضع گرديده،ولی چون حضرت اعلی خودرا مبشّرظهورحضرت بهاءاللّه اعلان فرمودند،اهل بهاءدورحضرت اعلی ودورجمال ابهی رامعاًماهيّتی واحدمحسوب می دارند،يعنی ظهوراول رامقدّمه ظهورثانی ميدانند» (مقدمه اقدس ص 11)
«کتاب مستطاب اقدس حقّانيّت اديان سالفه راتصديق کرده همان حقايق ابدی لن يتغيّری رااز قبيل وحدانيّت الهی ، محبّت به نوع واهداف اخلاقی و روحانی حيات عنصری که انبيای اولوالعزم نازلفرمودهاند مجدّداً تأييد می نمايد. » ( ص 7اقدس –مقدمه)
حال، اینکه او چگونه پیامبرشد بدون دلیل و مدر ک بماند، سؤال ما این است، این خدای دست ساز چرا درمقام خود مضطرب است او اگر خدا است پس نمی تواند پیامبرخدا باشد واگر پیامبراست ازکدام خدا خبر آورده است ؟ آیا کسی که تکلیف خود را نمی داندوهر لحظه برای خود سازی میزنداساساً میتواندبه مقام پیامبری برسدویابالاترپروردگاری عالم را به دست گیرد؟
شایددرمقام جواب بگویند که پیامبری ادعای زمانی بودکه حسینعلی رشدعرفانی کافی نداشته وبه مرورزمان این کمال حاصل شده است ویا شرایط زمان اقتضای آن را می کرده است .
جواب ما این است که این اول بحث است ،آیا خدامیتواند ناقص باشد ،آیا کسی که تمام وکمال ناقص است شأنیت پرستش دارد .ودیگر این که در مدت به کمال رسیدن این اعجوبه تکلیف عالم به دست که بود؟ نگویید بدون خدا عالم برقرار بود تاآقای خدای ما شأنیت را کسب کند چون بطلانش واضح است .
من که عمراٌ خدای به این بی کش و پیمانه رو عبادت کنم
