|
باسلام مطلبی رو که جدیداْ از کتاب اقدس خوندم خیلی برام جالب بود زیرا پی بردم که جناب خدای پیامبر بهائیان آیه ای رو نازل کرده که اولین کسی که اون رونقض وبه آن اصلاٌپایبند نبوده آیه 38 اقدسه ،این جا یکی از نقطه هایی است که به وضوح می تونیم ببینیم این آقا آیه می آورده یا هذلیات می بافته . ایشان معتقد اند که هرکسی که قبل از اتمام هزار سال از شروع یک آیین ودین وشریعت ادعا کرد که پیامبر است ودین جدید آورده کذّاب ،مفتر و دروغگو است گناه این کار بقدری زیاد هست که خود جناب بهاءبرای او از خداوند کمک بر رجوع از عقیده کرده واز خدا برای او طلب توبه کرده است وکسی هم که بر ادعای خود اصرار بورزد خداوند او رارحمت به دور و سخت عذاب دردناک خواهد کرد : «من يدّعی امراًقبل اتمام الف سنة کاملة انّه کذّاب مفترٍ نسئل اللّه بان يؤيّده علی الرّجوع ان تاب انّه هو التّوّاب و ان اصرّعلی ما قال يبعث عليه من لايرحمه انّه شديدالعقاب» (اقدس -آیه38) سؤالاتی اینجا مطرح است : اول: شما که به پیامبری باب اذعان داشته اورا وکتاب بیان اورا ملکوتی میدانید واوامر ایشان حتی بعد از آوردن اقدس مطاع دانسته وشما فقط کامل کننده آنید،چرا ادعای پیامبری کردید؟مگر فاصله شما باآن پیامبر بخت برگشته چه مقدار بود (در سال 1263هجری قمری ایشان کتاب بیان را در زندان نوشت و در سال 1264 به علّت ادعای دروغین اعدام شدو درهمان سال قضیّه بدشک وتجمع بابیان وقره العین بی حجاب واعلام جانشینی بهاء و...)؟! دوم: آیا کتاب نازله شما برای خود شما احترام نداشت؟ اگر اوامراین کتاب برای خود شما مهم وقابل اجرا نیست ،چگونه برای دیگران باید اهمیّت داشته باشد .شما خدایی هستید که حرف وحدیث خودتان را هم قبول ندارید،چگونه ما سر بندگی به آستان شما بساییم؟. سوم: اگر این از اشتباهات بهاءبوده است سؤال این است پیامبری که در ادراک وتبلیغ وحی اشتباه میکند ازکجا قابل اعتماد می باشد؟ وبه چه اعتبار می توان گفت بقیه حرف ها وحدیث هایش(حتّی ادعای خدایی) اشتباه نبوده وقابل اجراست؟احکام وقوانین دیگر در اقدس که گفته شده چگونه قابل اعتماد میباشد؟ چهارم: آیاطبق بیان خودتان دراین آیه شما وپیروانتان دروغگو وکذاب ومفتر نمی باشید؟ آیا برخداوند نیست که دعای پیامبری را که براین گونه دروغپردازان طلب توبه واگر اصرار کردند عذاب سخت ودرد ناک کرده،مستجاب کند؟. واین حدیث مجمل برای اهل حقیقت دریایی حرف ناگفته دارد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 1:48  توسط فرید
|
حقیقت در بهاییت باعث تحیّر عقول است البته این مطلب تازه ای نیست زیرا حسینعلی این رابه ما گوشزد میکند .ولی مطلب این است که ما از حیرت میگوییم واو نیز، اما میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است چون حیرت وتعجب ما به علت گفتار ضد ونقیض یک به اصطلاح پیامبروخداست که البته در نظرش این مقام عظیم الهی وباعث تثبیت دینش درقلوب باید باشد این رو از خود نمی گویم:« لعمری قد نزّل علی شأن يتحيّر منه العقول والافکار انّه لحجّة العظمی للوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضين و السّموات» (حسینعلی مقدمه اقدس ص 29) حالا تعجب ازچیست .دیدیدکه اذعان این غلام شیطان به الاهیت خودو تبلیغ شخص وی برای اهل عالم قابل انکار نیست ،هر چند مبلغین بهاءاینجا که گیرمیکنندرو به توجیه وتأویل می آورند وازهربه صوفیه استفاده کرده ،که این ازشطحیات است وخواستند رنگ عرفانی به آن بدهند. بماند ؛به دنبال مقام الوهی برای خویش در جاهای متفاوت ادعای پیامبری درراستای پیامبری تمام پیامبران وخصوصاًحضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله) وادامه وتکمیل کننده پیامبری دروغین باب را کرده است ومدعی نسخ تمام ادیان توسط او شده است . «هرچند اوامر منصوصه کتاب مبارک بيان منسوخ و احکام کتاب مستطاب اقدس به جای آن وضع گرديده،ولی چون حضرت اعلی خودرا مبشّرظهورحضرت بهاءاللّه اعلان فرمودند،اهل بهاءدورحضرت اعلی ودورجمال ابهی رامعاًماهيّتی واحدمحسوب می دارند،يعنی ظهوراول رامقدّمه ظهورثانی ميدانند» (مقدمه اقدس ص 11) «کتاب مستطاب اقدس حقّانيّت اديان سالفه راتصديق کرده همان حقايق ابدی لن يتغيّری رااز قبيل وحدانيّت الهی ، محبّت به نوع واهداف اخلاقی و روحانی حيات عنصری که انبيای اولوالعزم نازلفرمودهاند مجدّداً تأييد می نمايد. » ( ص 7اقدس –مقدمه) حال، اینکه او چگونه پیامبرشد بدون دلیل و مدر ک بماند، سؤال ما این است، این خدای دست ساز چرا درمقام خود مضطرب است او اگر خدا است پس نمی تواند پیامبرخدا باشد واگر پیامبراست ازکدام خدا خبر آورده است ؟ آیا کسی که تکلیف خود را نمی داندوهر لحظه برای خود سازی میزنداساساً میتواندبه مقام پیامبری برسدویابالاترپروردگاری عالم را به دست گیرد؟ شایددرمقام جواب بگویند که پیامبری ادعای زمانی بودکه حسینعلی رشدعرفانی کافی نداشته وبه مرورزمان این کمال حاصل شده است ویا شرایط زمان اقتضای آن را می کرده است . جواب ما این است که این اول بحث است ،آیا خدامیتواند ناقص باشد ،آیا کسی که تمام وکمال ناقص است شأنیت پرستش دارد .ودیگر این که در مدت به کمال رسیدن این اعجوبه تکلیف عالم به دست که بود؟ نگویید بدون خدا عالم برقرار بود تاآقای خدای ما شأنیت را کسب کند چون بطلانش واضح است . من که عمراٌ خدای به این بی کش و پیمانه رو عبادت کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 20:3  توسط فرید
|
یکی ازبه اصطلاح معجزات حسینعلی نوری برپیامبری خویش کتاب بی منطق اقدس است که برای اثبات انحرافی بودن بهایءیت همین کتاب با آن همه نقایص و نقایض کافی است. لذا بر آنم تا بصورت محدود مطالبی را گوشزد کنم این دو مورد به عنوان مقدمه اول- این کتاب بنا بر اقرار بزرگان بهایی نازل از طرف خدا(حسین علی نوری) بوده که اصلی است مسلم برای بهاییان((چنانکه حضرت بهاءاللّه می فرمايند قوله الاحلی : لاتحسبنّ انّا نزّلنالکم الاحکام بل فتحنا ختم الرّحيق المختوم باصابع القدرة و الاقتدار)) مقدمه اقدس ص 9 دوم- اینان جریان بهاییت را دین میدانند ولی برا ثبات آن هیچ دلیلی ندارند((آنچه از قلم مبارک در اين کتاب مستطاب نازل گرديده کل بر اساس شرايع قبل استوار است. چنانکه ميفرمايند : هذا دين اللّه منقبل و من بعد.)) مقدمه اقدس ص 9 از منفور ترین قسمت این کتاب ضاله ادعای الوهیّت بها ءاست (قل يا ملک برلين اسمع النّدآء من هذا الهيکل المبين * انّه لا اله الّا انا الباقی الفردالقديم * ايّاک ان يمنعک الغرورعن مطلع الظّهور او يحجبک الهوی عن مالک العرش و الثّری کذلک ينصحک القلم الاعلی انّه لهو الفضّال الکريم *) (آیه 86 اقدس) حال این نکته مورد بحث است ایا انسان که مادی ودارای جسم ودر تمام مراحل ولحظات زندگی محتاج دیگران است .وازغنا وبی نیازی بویی نبرده است ،میتواند خدای عالمیان باشد.تا چه رسد به اینکه جز او خدایی نباشد. او که خود مالک خود نیست به نیش پشه ای بیمار وبه قطع نفسی از بین می رود ،کجا تواند مالک عرش شود. (* يا معشرالامرآء اسمعوا ما ارتفع من مطلع الکبريآء انّه لا اله الّا اناالنّاطق العليم * اجبروا الکسيربايادی العدل و کسّروا الصّحيح الظّالم بسياط اوامرربّکم الامرالحکيم *) (اقدس آیه ٨٩ ) کدام عقل سلیم میتواند بپذیرد که در این عالم پر از درد سر وامتحان زندگی می کند تا بندگی شخصی از جنس خود را کرده ومسیر زندگی خود را به دست کسی چون خود دهد.به نظر شما ترجیح دادن انسانی برای خدایی بردیگر انسانها ترجیح بلا مرجح (که صاحبان عقل ومنطق آن را قبول ندارند )نیست. این (کتاب اقدس ) ،نقطه شروع بهاییت به اصطلاح دین است تا ببینیم دیگرچه میگویند. سالی که نکوست از بهارش پیداست
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 0:25  توسط فرید
|
انسان همیشه در مسیرحرکت اجتماعی خود شاهد تسلط افراد وگروههایی بوده که درانتها افکار خویش فقط جاه ومقام برای خود را مد نظر داشته اند ودر رسیدن به این هدف از هر فعالیت مثبت ومنفی بهره گرفته اند . به جرأت میتوان گفت که در تاریخ تمام افراد وگروههایی که تسلط بردیگران را آرزو خود میدانسته وبرای رسیدن به آن از هر تلاشی مضایقه نکرده اند ،برای رسیدن به هدف ازدین وآیین وفکروفرهنگ مردم نگذشته ،برنامه های گوناگون وگاه فلاکت باری را در دستور کار خود ومجموعه تحت نظر قرار داده اندکه از این نوع فعالیت ها میتوان به برنامه ریزی های دینی منحرف نام برد . اینان با اغوای مردم وملت ها کیسه های مال اندوزی وجاه طلبی خود راازفقر فکری وفرهنگی مردم پر کرده ،بر جان و مال و ناموس دین آنها مسلط می شدنند. و تاریخ مانند همیشه دفتر خود را ازوقایع تلخ آنها پر کرده است تا ضمیر های پاک با مرور آنها آینده رادر مسیری مستقیم بسازند. واین گفته پذیرفتنی است که بیشترین سرمایه گذاری در انحراف افکار دینی در مسیر راه شیعه و بالاخص اعتقاد به ظهورساحت مقدس حضرت مهدی ارواحنا له الفداء انجام گرفته است. زیرا در مسیراستعمار جوامع وایجاد سایه های ظلم وستم همیشه امید مردم بی پناه برظهورمنجی عالم بشریت بوده وبه علت غیبت الهی آن امام ع ،بساط دسیسه واغواگری برای مدعیان دروغین اماده ومحیا بوده است که از نمونه های بارز این عوامل شیطانی جریان منحرف بهائیت است . جریانی که به سرکردگی عوامل غرب با بهره گیری از شرایط زمانه مردم واستفاده از قدرت های موجود دردولت های فاسد درقلوب نا آگاهان رخنه کرده گاه با تطمیع وگاه با ارعاب ایشان را به زیانی ابدی کشیده است .شیوه های تبلیغی وسوءاستفاده ازعواطف مردم بی پناه باعث شد تا درنقاط معدودی طیفی را به سمت خود خوانده ومباحث بی منطقی که نه درپهنه علم ونه در عرصه عقل جایگاهی دارد،به عنوان کلامی بی بدیل(به قول خودشان)ووحیی از طرف پروردگار ،به طرفداران خود قالب کنند. وما در این فضا بر آنیم تا خوانندگان گرامی را با مقداری از دروغ پردازی های آنان آشنا کنیم . به امید باز گشت تمام منحرف شدگان به کانون گرم شیعه اثنا عشری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 22:43  توسط فرید
|
|
|