|
آیه 32 انفال
عَلَيْناحِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ» و آن هنگام را كه گفتند: بار خدايا، اگر اين كه از جانب تو آمده حق است، بر ما از آسمان بارانى از سنگ ببار يا عذاب دردآورى بر ما بفرست.
«قاله الحارث بن عمرو الفهريّ حيث سمع النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ذكر كلاما في فضل عليّ عليه السّلام فنزلت: «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ»الآية .... فقال له النّبيّ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم: يا بن عمرو إمّا تبتَ و إمّا رحلتَ؟ فدعا براحلته هامته من المنافقين: انطلقوا إلى صاحبكم فقد أتاه ما استفتح به این کلام را حارث بن عمرو فهری زمانی گفت که شنید پیامبر (ص) کلامی را در فضل علی (ع) ذکر کرد.پس از آن ایه نازل شدکه« تاآن گاه كه تو در ميانشان هستى خدا عذابشان نكند و تا آن گاه كه از خدا آمرزش مىطلبند، نيز خدا عذابشان نخواهد كرد.» پس ازآن پیامبر (ص)به او فرمود: ای عمرو یا توبه کن ویا این که از دنیا می روی [کشته و به هلاکت می رسی] ؟پس او دعا بر مرگ ورحلت کرد و برمرکب سوار شد ورفت. وقتی به دیوار شهر رسید، سنگ کوچکی بر سرش خورد و سرش شکست و به هلاکت رسید پس رسو ل خدا (ص)به منافقین اطرافش فرمود: یارتان را دریابید که که به دعای خود رسید.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 1:5  توسط فرید
|
|
|