<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بهائی آنگونه که هست </title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/</link>
<description>برقراری ارتباط</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 25 Dec 2009 09:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اعطای نشان افتخار وطن فروشی</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 351px; HEIGHT: 301px&quot; height=390 alt=&quot;نشان سر یا مملکت فروشی&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.bahairesearch.ir/html/images/abdhai~02m~abd-chevalier.jpg&quot; width=375 align=left border=0&gt; 
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان طور که در عکس زیر مشاهده می کنید دولت استعمارگر انگلیس به پاس سالها وطن فروشی وتفرقه افکنی به عبدالبهاء لقب SIR اهدا می کند.عبدالبهاء این مزدور انگلیس نیز تا آخر عمر به این نشان افتخار می کرد.   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    داستان سر دراز دارد .دوستان در مورد تاریخ بهاییت دقیق مطالعه کنید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Dec 2009 09:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریشه های  بابیت و بهاییت</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>با سلام 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وبا تشکر از دو ستانی که مطالب این وبلاگ رو مورد لطف قرار داده و با نظراتشون من رو راهنمایی می کنند . توی پست قبلی خواستم با یک طرح سؤال ذهن رو برای معر فی این سه جریان دست ساز بشر آماده کنم ودر ضمن زمینه رو برای معرفی کتابی که به ریشه یابی نحوه تشکیل جریان های بابیه و بهاییه می پردازد مهیا کنم که به زودی معرفی خواهد شد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر چند با مطالعه دقیق کتابهای ضالّه اقدس و بیان  میتوان اساس آنها را بدست آورد و دخالت و پیگیری های سر سختانه و مجدانه  روسیه تزاری و بریتانیای کبیر-انگلیس  خبیس- در حمایت و طرفداری از سران این جریانهای گمراه بدست آورد . ولی وعده ما در پستهای آینده برای معرفی کتاب و اظهار نظر در باره آن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;              به خدایی که انسان بیمقدار او را به زندان می افکند چه کسی دل می بندد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;             یادمان نمیرود که باب وبهاء هر دو بر اثر سوء اخلاق طعم زندان را چشیده اند؟!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 13:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ریشه های بهائیت</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام آیا میدانید ارتباط بهاییت با فرقه ضاله بابیت و شیخیه چیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    نظرات خود را در مورد این سؤال بیان کنید.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 21:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایقان  - واقعیت -فرار</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>                                   &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;  بسم الله الرّحمن الرّحیم   &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;BR&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    &lt;FONT color=#993300&gt;دقایقی چند از وقت خودم رو صرف کردم تا قسمتهایی از کتاب ایقان که معجزه بهاءمحسوب می شه رو بخونم ،به امید اینکه شاید یه کوشه کار، بهایی ها یه حرف راست ودرست زده باشن وبدرد بخوره. اما باور کردنی نیست که این پیامبر دروغی توی تمام سطرهای این کتاب موهون با یک پدر کشتگی خاص انواع اهانت ها رو به ساحت علم وعالم از قدیم وجدید کرده است. البته شاید دایی آن جناب (حاجى ميرزا سيّد محمّد خال که مخاطب اصلی این بیانات هست) خود ازعلما یا دوست دار ایشان بوده واین بابا خواسته یه کمی ایشان از مقامات علمی فاصله بگیرد تا شاید اندکی از خضولات بافته خود در دل او اثر کند و چشم بسته مانند دیگر گمراه شدگان این شیوه پلید را به جای آیین مقدس اسلام بپذیرد . حال به این نمونه ها دقت کن :&lt;BR&gt;1. و بااينکه اين فقره هم معلوم و واضح است که در جميع احيان ظهور مظاهر قدسيّه، علماى عهد مردم را از سبيل حقّ منع مى نمودند چنانچه درجميع کتب و صحف سماوى مذکور ومسطور است. واحدى از انبياء مبعوث نشد مگر آنکه محلّ بغض و انکار و ردّ و سبّ علماء گشت. ایقان ص 210/قسمت ١٧٧&lt;BR&gt;                           &quot; شما که باچشم باز تاریخ را دنبال می کنید آیا اینگونه است ؟ &quot;&lt;BR&gt;2. «چنانچه اليوم علماء و فقهاى عصر که برمسند علم و فضل نشسته اند و جهل را علم نام گذاشته اند و&lt;BR&gt;ظلم را عدل ناميده اند اگر مجعولات خاطر خود را از شمس حقيقى سؤال نمايند و جواب موافق آنچه فهميده و يا از کتاب مثل خود ادراک نموده اند نشنوند البتّه نفى علم از آن معدن و منبع علم نمايند. چنانچه در هر زمانى اين واقع شد»    .ص120/قسمت 200&lt;BR&gt;                            &quot;کدام عقل سلیم اینها را باور می کند.&quot;       &lt;BR&gt;3.« مثلاً در کتاب يکى از عباد که مشهور به علم و فضل است و خود را از صناديد قوم شمرده و جميع علماى راشدين را ردّ و سبّ نموده چنانچه در همه جاى از کتاب او تلويحاً و تصريحاً مشهود است. و اين بنده چون ذکر او را بسيار شنيده بودم اراده نمودم که از رسائل اوقدرى ملاحظه نمايم. هر چند اين بنده اقبال به ملاحظه کلمات غير نداشته و ندارم و ليکن چون جمعى از احوال ايشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدرى در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلين بعد از معرفت و&lt;BR&gt;بصيرت داده شود. بارى، کتب عربيّه او بدست نيفتاد تا اينکه شخصى روزى ذکر نمود کتابى از ايشان که مسمّى به&quot;ارشاد العوام&quot; است در اين بلد يافت مى شود. اگر چه از اين اسم رائحه کبر و غرور استشمام شد که مردم را عوام و خود را عالم فرض نموده و جميع مراتب او فى الحقيقه از همين اسم&lt;BR&gt;کتاب معلوم و مبرهن شد که در سبيل نفس و هوى سالکند ودر تيه جهل و عمى ساکن.......&lt;BR&gt;ازقضا مرتبه ثانى جائى بدست آمد که حکايت معراج سيّدلولاک بود. ملاحظه شد که قريب بيست علم اَو ازيد، شرط معرفت معراج نوشته اند و همچو مستفاد شد که اگر نفسى اين علوم را درست ادراک ننموده باشد به معرفت اين امرعالى متعالى فائز نگردد. و از جمله علوم، علم فلسفه و علم کيميا و علم سيميا را مذکور نموده و ادراک اين علوم فانيه٢٠٤ مردوده را شرط ادراک علوم باقيه قدسيّه شمرده. سبحان الله،ص ۱۲۳با اين ادراک چه اعتراضات و تهمت ها که به هياکل علم نا متناهى الهى وارد آورده.&lt;BR&gt;و يک نفر از اهل بصيرت و دانش و صاحبان علوم و عقول ملتفت اين مزخرفات نشده. با اينکه بر هر صاحب بصيرتى واضح و هويدا است که اين گونه علم ها لم يزل مردود حقّ بوده و هست. و چگونه علومى که مردود است نزد علماى حقيقى، ادراک آن شرط ادراک معارج معراج مى شود با اينکه&lt;BR&gt;صاحب معراج حرفى از اين علوم محدوده محجوبه حمل نفرموده و قلب منير آن سيّد لولاک از جميع اين اشارات مقدّس و منّزه بوده ؟&lt;BR&gt;چه خوب مى گويد:&lt;BR&gt;                            جمله ادراکات بر خرهاى لنگ&lt;BR&gt;                                            حقّ سوار باد پرّان چون خدنگ&lt;BR&gt;والله هر کس بخواهد سرّ معراج را ادراک نمايد و يا قطره اى از عرفان اين بحر بنوشد اگر هم اين علوم نزد او باشد يعنى مرآت قلب او از نقوش اين علوم غبار گرفته باشد البتّه بايدپاک و منزّه نمايد تا سرّ اين امر در مرآت قلب او تجلّى نمايد. واليوم متغمّسان بحر علوم صمدانى و ساکنان فُلک حکمت ربّانى مردم را از تحصيل اين علوم نهى مى فرمايند و صدورمنيرشان بحمدالله منزّه از اين اشارات است و مقدّس از اين حجبات....»     ایقان ص ١٢٤/٢٠٣و ٢٠٥&lt;BR&gt;   &quot;واضح ومبرهن است که هر کوتاه فکری هم که این چند سطر را مطالعه کند ،متوجه این امر میشود که بهاء جهت فراری دادن اذهان از تفکر و تعلّم این بیانات را بافته است . ودیگر این که واقعیت ای ن است که پیامبران هر زمان هم به لحاظ علم وحکمت و هم به لحاظ تقوا وزهد سرآمدبشر بوده اندوبهاء چون خود از این دو خصیصه محروم بوده است ،با این بیان خواسته شأن ایشان را تا سطح خود پایین آورده تا اینکه خود درمورد مقام بی ارزش وپستش موردهجمه و سؤال واقع نشود و راحت تر بتواند ادعای باطل خود را عنوان کند . و الّا بر هر فرد مسلمانی آشنایی پیامبر ختمی مرتبت ص بر علوم مادی و معنوی ،عقلی و منطقی وفلسفی پوشیده نیست کما اینکه در تمام بیانات گهربار ایشان پیدا و هویداست . وبهاییان باید جواب گوی این همه اهانت و بیحرمتی به ساحت مقدس انبیاء و علمای ربانی گذشته و حال باشند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#993300&gt;                                                                                  واین قصه سر دراز دارد.......  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 21:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهاییت رقص استعمار(نسخه جدید)</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;بروشور های بهائیت رقص استعمار &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱ ـ باب مقدمه ای بر بهائیت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲ ـ بهائیت را بشناسیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳ ـ بهائیت و پیوند با اسرائیل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴ ـ گذری بر احکام قرن اتم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵ ـ نگاهی به شعر وحدت عالم انسانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶ ـ بقای دین اسلام و خاتمیت حضرت رسول اکرم (ص) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷ ـ میرزا حسینعلی نوری ( بهاء الله ) کیست ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۸ ـ پای گفته های ادیب مسعودی&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.baharoom.com/187.html&quot; target=_blank&gt;دریافت فایل&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 10:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ادعا با افترا</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>سوره قصص آيه 30 : و ان الق عصاك فلما رآها تهتز كانها جان ولي مدبرا و لم يعقب يا موسي اقبل و لا تخف انك من الامنين.&lt;BR&gt;ترجمه: خداوند به موسي گفت: اينك عصاي خود را بيانداز تا قدرت ما را تماشا كني. پس چون آنرا انداخت ديد كه ميجنبد چنانكه گويا جان دارد يا صاحب روح است. پشت كرد براي فرار و دنبال عصا را نگرفت. خطاب آمد: اي موسي رو كن و مترس كه تو در اماني.&lt;BR&gt;بهاييت: (كتاب ايقان) معجزات اين سوره و سوره هاي ديگر كه درباره حضرت موسي آمده منظور از عصا عصاي امر خداست و دست وي كه بيضا بود (و نور آن خيره كننده) منظور نور معرفت است يعني عصا اژدها نشد و يد بيضاي موسي كنايه است.&lt;BR&gt;توضيح: معلوم است كه بايد زيراب همه معجزات پيغمبران قبلي را بزنيد. چون قرار نيست خودتان هم معجزه كنيد! اصلا نبايد اجازه ميداديد اينهمه پيغمبران بيايند و معجزه بياورند. بايد چند هزار سالي زودتر اين آئين جالب را تشريع ميفرموديد.&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 19:21:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایقان از منظر یه ره یافته2</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                         &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;              ج: از بیانات اولیّه این مدعی دروغین پیامبری یه مطلب دگه هم به دست میاید واون این که حسین علی تحت تأثیر شدید آموزه های صوفیه بوده است به قدری که همانند اونها از مقام علم و عالم متنفر بوده به شکلی که از آنها در کمال بی ادبی تعبیر به همج الرعاء کرده و هم این که در توجیه ادلّه خود دست به تفسیر به رأی یا به عبارت خوش بینانه ترتفسیر عرفانی صوفیانه میزندکه در این نوع برداشت از آیات از هیچ منطق تفسیری بهره برداری نمیکند وتفاسیر علمای علوم قرآن تا آن زمان را، باطل و فهم خود راکه حتّی بامنطق روایات هم سازگاری ندارد ،را عالمانه ترین تفسیر برمی شمارد. والبته تاریخ هم ، همنشینی و شرکت در محافل ومدارس ایشان و تأثیر پذیری او از این فرقه را ثبت کرده است.&lt;BR&gt;      « اين است که می فرمايد:  &quot;إذَا السَّمَاءُ انفَطَرَتْ.&quot; مقصود سماء اديان است که در هر ظهور مرتفع می شود و به ظهور بعد شکافته می گردد، يعنی باطل و منسوخ می شود. دينی که سال ها مرتفع شده باشد و جميع در ظلّ آن نشو و نما نموده باشند و به احکام مشرقه آن مدّت ها تربيت يافته و از آباء واجداد جز ذکر آن را نشنيده، به قسمی که چشم ها جز نفوذ امرش را ادراک نکرده و گوش ها جز احکامش را استماع ننموده، بعد نفسی ظاهر شود و جميع اينها را به قوّت و قدرت الهی تفريق نمايد و فصل کند بلکه همه را نفی فرمايد . حال فکر نما که اين اعظم است يا آنچه اين همج رعاع گمان نموده‏اند از تفطّر سماء؟»٤٧/ ص ٣٠&lt;BR&gt;        &lt;BR&gt;    «و اين معلوم است که تأويل کلمات حمامات ازليّه را جز هياکل ازليّه ادراک ننمايند و نغمات ورقاء معنويّه را جز سامعه اهل بقا نشنود»&lt;BR&gt;     «  و قوله: &quot;تُظلَمُ الشَّمسُ وَالقَمَرُ لا يُعطی ضَوءَهُ وَالکَواکبُ تَتَساقَطُ مِنَ السَّماء.&quot; مقصود از شمس و قمر که درکلمات انبياء مذکوراست منحصر به اين شمس وقمرظاهری نيست که ملاحظه می شود.  بلکه ازشمس وقمرمعانی بسيار اراده فرموده‏اندکه درهرمقام به مناسبت آن مقام معنيی اراده می فرمايند.  مثلاً يک معنی از شمس، شمس های حقيقت اند که از مشرق قدم طالع می شوند و بر جميع ممکنات ابلاغ فيض می فرمايند.  و اين شموس حقيقت،مظاهر کلّيّه الهی هستند درعوالم صفات و اسمای او.»  &lt;BR&gt;٣١ص ٢٢&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    «و درمقام ديگر مقصود از شمس و قمر و نجوم، علمای ظهور قبلند که در زمان ظهور بعد موجودند و زمام دين مردم در دست ايشان است. واگر درظهور شمس اُخری به ضيای او منوّر گشتند لهذا مقبول و منير و روشن خواهند بود و الّا حکم ظلمت در حقّ آنها جاری است اگر چه به ظاهر هادی باشند زيرا که جميع اين مراتب از کفر و ايمان و هدايت و ضلالت و سعادت و شقاوت و نور و ظلمت منوط به تصديق آن شمس معنوی الهی است. » ٣٤/ ص ٢٤&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                واین قصه سر دراز دارد.....&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 22:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایقان از منظر یه رهیافته1</title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; با سلام ویاد خدا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    گذاری بر کتاب ایقان حسین علی نوری کردم  بلکه شا ید ازاین کتاب بهره ای علمی حاصل شود .اما چشم شما  روز بد نبینه،نقایضی از این امر برام مکشوف شد که  فکر کنم سر گیجه اون تا مدتها برام باقی بمونه . فکر کنم بهاییها برای موفقیت در تبلیغشون به صلاحشونه این کتاب به اصطلاح خودشون پر مغز رو که طبق بیان شوقی بر ترین کتاب نازله از طرف بهاء و اعظم اونهاست رو از بین ببرن ،تا احبای امر بهایی که تازه دارن به این وادی نزدیک میشن اونو نخونن والّا اونا هم از این کتاب پی به بطلان واضح بهاییت میبرن.&lt;BR&gt;نکته هایی که در مطالعه صفحات اولیه این کتاب مشاهده کردم ایناست&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   الف: این کتاب قراره جواب محکم وعلمی به میرزا سید محمد خال (دایی)باشه که طی دو روز نوشته شده وقصد داره اثبات بهاءاز طریق بشارات باب کنه.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   ب:  در همین صفحات اول بابیان مفصلی که راجع به انبیاءگذشته داره معلوم می شه که این بابا اصلاً دل خوشی ای از علما نداره و نوک پیکان حمله  او به طرف علمای زمان که نه بلکه همه علمای گذشته و زمان انبیاء سلف میباشد.به این عبارات توجه کنید که یه وقت نگید از خودم می گم:&lt;BR&gt;   « و چون در هر زمان حجّت را به معرفت خود که از علمای خود شنيده بودند ميزان می نمودند و به عقول ضعيفه آنها موافق نمی آمد لهذا از اين گونه امور غير مرضيّه از ايشان در عالم ظهور به ظهور می آمد.» ١٥ ، ص ٨&lt;BR&gt;« و در همه اوقات سبب صدّ عباد و منع ايشان از شاطی بحر احديّه علمای عصر بوده‏اند که زمام آن مردم در کف کفايت ايشان بود.  »١٥ ، ص ٨&lt;BR&gt;« چنانچه همه انبياء به اذن و اجازه علما عصر سلسبيل شهادت را نوشيدند وبه اعلی افق عزّت پرواز&lt;BR&gt;    نمودند.چه ظلم هاکه ازرؤسای عهد وعلمای عصر بر سلاطين وجود و جواهر مقصودواردشد. و به اين ايّام محدوده فانيه قانع شدند و از ملک لا يفنی باز ماندند چنانچه چشم را از مشاهده انوار جمال محبوب بی نصيب نمودند وگوش را از بدائع نغمات ورقاء مقصود محروم ساختند. » ١٦/ص١٠ &lt;BR&gt;«اين است که در جميع کتب سماويّه ذکر احوال علمای هر عصر شده، چنانچه می فرمايد:  &quot;يَا اَهلَ الکِتابِ لِمَ تَکفُرُونَ بآياتِ اللّه وَ اَنتُم تَشهَدُونَ.&quot; و همچنين می فرمايد:  &quot;يا اَهلَ الکِتابِ لِمَ تَلبِسُونَ الحَقَّ بِالباطِل وَتکتُمُونَ الحَقَّ وَاَنتُم تعلمُونَ&quot; و در مقام ديگر می فرمايد:  &quot;قُل يَا اَهلَ الکِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ.&quot; ٣ و اين معلوم است که اهل کتابی که صدّ نموده‏اند مردم را از صراط مستقيم، علمای آن عهد بوده‏اند چنانچه اسم و رسم جميع در کتب مذکور است»   ١٦/ص١٠&lt;BR&gt;« و جهّال آن طائفه هم تمسّک به علمای خود جسته، از زيارت جمال سلطان جلال محروم ماندند زيرا که در ظهور شمس احمديّه چنين علامات که مذکور شد به ظهور نيامد.»  ص١٥&lt;BR&gt;« اين است که مقصود از ذکر تاريکی شمس و قمر و سقوط انجم، ضلالت علماء و نسخ شدن&lt;BR&gt;احکام مرتفعه در شريعت است که مظهر آن ظهور به اين تلويحات اخبار می دهد.» ٤١ /ص ٢٧&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                                                             واین قصه ادامه دارد.......  &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 22:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلایل قرآنی بر جهانی بودن اسلام </title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>همان گونه كه اشاره شد بهترین دلیل و معتبرترین مدرك برای اثبات این گونه مطالب، قرآن كریم است و كسی كه یك مرور اجمالی بر این كتاب الهی بكند با كمال روشنی درخواهد یافت كه دعوت آن، عمومی و همگانی است و اختصاص به قوم و اهل نژاد و زبان معینی ندارد. &lt;BR&gt;از جمله، در آیات زیادی همه مردم را به عنوان «یا ایها الناس»[۱] و «یا بنی آدم»[۲] مورد خطاب، قرار داده و هدایت خود را شامل همه انسان‌ها (الناس[۳] و العالمین[۴]) دانسته است. و همچنین در آیات فراوانی رسالت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را برای همه مردم (الناس[۵] و العالمین[۶]) ثابت كرده، و در آیه‌ای شمول دعوت وی را نسبت به هر كسی كه از آن، مطلع شود مورد تأكید قرار داده است.[۷] و از سوی دیگر، پیروان سایر ادیان را به عنوان «اهل كتاب» مورد خطاب و عتاب قرار داده[۸] و رسالت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را در مورد آنان تثبیت فرموده، و اساساً هدف از نزول قرآن كریم بر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را پیروزی اسلام بر سایر ادیان، شمرده است.[۹] &lt;BR&gt;با توجه به این آیات، جای هیچ گونه شكّ و شبهه‌ای درباره همگانی بودن دعوت قرآن كریم و جهانی بودن دین مقدس اسلام، باقی نمی‌ماند. &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;جاودانی بودن اسلام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;آیات مزبور، همان گونه كه با به كار گرفتن الفاظ عامّ (مانند بنی آدم و الناس و العالمین) و با متوجه كردن خطاب به اقوام غیر عرب و پیروان سایر ادیان (مانند یا اهل الكتاب) عمومیت و جهانی بودن اسلام را ثابت می‌كند همچنین با اطلاق زمانی، محدودیت و مقید بودن آن را به زمانِ معینی نفی می‌كند و به ویژه، تعبیر «لیظهره علی الدین كلّه»[۱۰] جای هیچ گونه شبهه‌ای باقی نمی‌گذارد. همچنین می‌توان به آیه (42) از سوره فصلت، استدلال كرد كه می‌فرماید: &lt;BR&gt;« لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ» &lt;BR&gt;و دلالت دارد بر این كه هیچ گاه قرآن كریم، صحت و اعتبار خود را از دست نخواهد داد. نیز دلایل خاتمیت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم هر گونه توهمی را نسبت به امكان نسخ شدن این دین الهی به وسیله پیامبر و شریعت دیگری، باطل می‌سازد. و نیز روایات فراوانی به این مضمون، وارد شده است: «حلال محمد حلال إلی یوم القیامه، و حرامه حرام إلی یوم القیامه».[۱۲] علاوه بر این كه جاودانی بودن اسلام، مانند جهانی بودن آن، از ضروریات این دین الهی و بی‌نیاز از دلیلی زائد بر دلایل حقانیت اسلام است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;[۱] . ر.ك: بقره, 21، نساء, 1، 174، فاطر, 15. &lt;BR&gt;[۲] . ر.ك: اعراف, 26، 27، 28، 31، 35، یس, 60. &lt;BR&gt;[۳] . ر.ك: بقره, 185، 187، آل عمران, 138، ابراهیم, 1، 52، جاثیه, 20، زمر, 41، نحل, 44، كهف, 54، حشر, 21. &lt;BR&gt;[۴] . ر.ك: انعام, 90، یوسف, 104، ص, 87، تكویر, 27، قلم, 52. &lt;BR&gt;[۵] . ر.ك: نساء, 79، حج, 49، سباء, 28. &lt;BR&gt;[۶] . رك: انبیاء, 107، فرقان, 1. &lt;BR&gt;[۷] . ر.ك: انعام, 19. &lt;BR&gt;[۸] . ر.ك: آل عمران, 65، 70، 71، 98، 99، 110، مائده, 15، 19. &lt;BR&gt;[۹] . ر.ك: توبه, 33، فتح, 28، صف, 9. &lt;BR&gt;[۱۰] . ر.ك: توبه, 33، فتح, 28، صف, 9. &lt;BR&gt;[۱۱] . ر.ك: كافی: ج1, ص57، ج2, ص17، بحار: ج2، ص260، ج24، ص288، وسایل الشیعه: ج18، ص124.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 05:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حل چند شبهه </title>
<link>http://sinasur.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>دشمنان اسلام كه برای جلوگیری از گسترش این دین الهی، از هیچ گونه تلاشی فروگذار نكرده و نمی‌كنند، در صدد برآمده‌اند كه با القاء شبهاتی چنین وانمود كنند كه دین اسلام فقط برای مردم عربستان نازل شده و رسالتی نسبت به سایر مردم نداشته است! &lt;BR&gt;از جمله، به آیاتی تشبّث كرده‌اند كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ را مأمور هدایت خویشان و نزدیكان خویش یا اهل مكه و حوالی آن كرده است،[1] و نیز آیه (69) از سوره مائده كه بعد از اشاره به یهود و صابئین و نصاری، ملاك سعادت را ایمان و عمل صالح می‌داند و نامی از پذیرفتن دین اسلام به عنوان شرط سعادت نمی‌ برد. علاوه بر این كه در فقه اسلامی اهل كتاب، همسنگ مشركان نیستند بلكه با پرداختن جزیه (به جای خمس و زكاتی كه مسلمانان می‌پردازند) امنیت ایشان در پناه دولت اسلامی حفظ می‌شود و می‌توانند به احكام شریعت خودشان عمل كنند و این، نشانه به رسمیّت شناختن این ادیان است. &lt;BR&gt;در پاسخ باید گفت: آیاتی كه خویشان پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و اهل مكه را ذكر می‌كند درصدد بیان مراحل دعوت است كه از خویشان آن حضرت شروع می‌شود و سپس به سایر اهل مكه و حوالی آن، گسترش می‌یابد و سرانجام همه جهانیان را در بر می‌گیرد. و چنین آیاتی را نمی‌توان مخصّص آیاتی شمرد كه رسالت آن حضرت را جهانی می‌داند، زیرا علاوه بر این كه لحن این آیات، ابای از تخصیص دارد، لازمه چنین تخصیصی «تخصیص اكثر» است كه در عرف عقلاء، مستهجن و غیر قابل قبول می‌باشد. &lt;BR&gt;و اما آیه یاد شده از سوره مائده، در مقام بیان این نكته است كه صرف انتساب به این یا آن دین، برای رسیدن به سعادت حقیقی، كافی نیست بلكه عامل سعادت، ایمان واقعی و عمل به وظایفی است كه خدای متعال برای بندگانش مقرر فرموده است و طبق دلایلی كه جهانی بودن و جاودانی بودن اسلام را اثبات می‌‌كند وظیفه همه مردم بعد از ظهور پیامبر اسلام، عمل به احكام و قوانین این دین است. &lt;BR&gt;و اما امتیازی كه در اسلام برای اهل كتاب بر سایر كافران، منظور شده به معنای معاف بودن ایشان از پذیرفتن اسلام و عمل به احكام آن نیست بلكه در واقع، ارفاقی دنیوی است كه بنابر مصالحی در حق آنان روا داشته شده و به اعتقاد شیعه، همین ارفاق هم موقتی است و در زمان ظهور ولی عصر ـ عجل الله فرجه الشریف ـ حكم نهایی ایشان اعلام، و با آنان مانند دیگر كافران رفتار خواهد شد و این مطلب را از جمله «لیظهره علی الدین كله» می‌توان استفاده كرد. &lt;BR&gt;________________________________________&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;[1] . ر.ك: شعراء, 214، انعام, 92، شوری, 7، سجده, 3، قصص, 46، یس, 5 و 6.&lt;BR&gt;آيت الله مصباح يزدي- آموزش عقايد، ص326 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 05:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sinasur&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>sinasur</dc:creator>
<guid>http://sinasur.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
